و اما مسئله ( و در واقع مصيبت ) برق!
تو اين چند روز دست عوامل مافيا و دن كرلئونه و ساركوزي از آستين وزارت نيرو بيرون اومد و به سمت يه قسمت حساس از اعضاي بدن ملت ما رفت تا اونجا رو فشار بده و مردم رو از حالي به حال اغما ببره!
در رابطه با همين راستا ما اقدام به تحقيق نموديم و نموده شديم.
در زمستان كه اين دست از پاچه شلوار آقاي قربانقلي بردي محمد اف (رييس جمهوري تركمنستان) بيرون اومد و شير گاز رو به روي ما بست رييس فخيم دولت نهم در حالي دست خود را مشت كرد و شصت خود را به سمت قربانقلي گرفت و از مذاكره سر باز زد كه سد هاي ايران به علت بارش شديد باران و برف پر پر بود. علت هوا شدن شصت دكتر هم اين بود كه دوستان و مشاوران قدرتمند ايشون ، مكررا به حضور انورشون مي رسوندن كه: حاجي غمت نباشه. يه چنتا از اين نيروگاهايي كه با گاز برق توليد مي كنن رو تعطيل مي كنيم گازشون رو مي فرستيم تو لوله هاي شهري. از اونور آب پشت سدا رو ول مي كنيم تا برق مملكت هم تامين شه. محمود هم در حالي كه به لامپ روشن شده بالاي سرش نيگا مي كرد ناگهان شروع به انجام حركات موزون كرد.. قربانقلي بردي محمد اف از شجاعت و خوشحالي ايشون كف نمود و به بيمارستان صفر مراد نياز اف منتقل شد.
خب البته زمستون پارسال كه هممون يادمون هست. گويا در شهراي مختلف دولت اين افتخار رو داشته كه به مردم رو به سمت سنت ها سوق بده و اونا رو از كنار بخاري به زير كرسي هدايت كنه. بنده ( كه ساكن تهران هستم) به خوبي يادمه كه در حالي كه كف رو سرم بود و از سرما تو دو متر حموم مي دوييدم نزديك 1 ساعت لرزيدم تا فشار گاز به حدي رسيد كه پكيج ما روشن شد. البته مي دونم كه تقصير من بود كه تو اون وضعيت ، غربت امام زمان (عج) رو درك نكردم و حموم كردم.
بريم سراغ همون دسته كه مي خواد چيز ما رو بگيره!
زمستون گذشت و رو سياهي موند به صورت اونايي كه غربت رو درك كردن و حموم نكردن. البته دولت قصد داشت كه بخشنامه صادر كنه كه اقوام و فاميل با هم به حموم برن كه با اومدن گشت ارشاد به در رياست جمهوري منصرف شد.
آقا بدبخت شديم رفت! اين چه وضعشه آخه خداييش؟ ما زمستون حموم مي ريم بايد بلرزيم تابستونم حموم مي ريم بايد بلرزيم؟ درسته آخه؟ حالا پكيج ما نسل اوليه پكيجه. خنگه. برق كه مي ره چراغا خاموش مي شه اين برق ذخيره نداره. مي گيره مي خوابه. حالا ما باز تو دو متر جا بدوييم از سرما و كف؟! حالا بدبختي رو نيگا. برق كه مي آد با صلوات بلند خانواده به من تبريك مي گن. من فحش مي دم! ... مسخره ها آب چرا قطه؟!
پي نوشت: طرف تو زعفرانيه لوستر داره اندازه كل كوچه ي ما برق مصرف مي كنه اون يه دونه. بعد ما يه تلويزيونمون رو با اتو روشن مي كنيم برقمون مي ره!
پا نوشت: اون احمقي كه زمستون سداي آب رو وا كرد انتظار داشت تابستون بارون بگيره!


سلام ازرائيل جون!) 